تو دلیل محکم خوب مردنی
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 17:31
به وقت ِ شیش ِ دی ماه سال هزار و سیصد و نود و شیش.
دل به جا نباشد انصافانه س؟
-
تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 5:26
باز چرا رفته ای؟برگشته نیستی؟ خاصه در بهار.
به شعرهای ناگفته و دل خوانده از حضور!
-
تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 5:26
آخه چرا هرلحظه به رنگی بت عیار درآید؟ چرا واقعن؟:|
[من شدم آن کس که روم پی مستی[
-
تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 5:26
تموم شدن توی هر دوره و مقطعی از زندگی سخت ترین کار بوده برام. تموم شدن روزای قشنگ و خوشحال ابتدایی که مبصر کلاس دومیا میشدیمو حرف حرف خودمون بود؛ از سال بالایی بودن یهو پرت میشدیم وسط بچه های سیزده چارده ساله ای که دلشون میخواست جلوی ناظمو مدیر درآن
هیهات! در یکی نامه محال است که تحریر کنم.
-
تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 5:26
امروز میخواست روز خوبی نباشه. از صبحی که باید با صدای آلارم موبایل بیدار میشدم معلوم بود. ولی من همه ی سعی امو کرده بودم. آخرین روز اولین هفته ی پاییز باید یه جور بهتری تموم میشد. واسه همین ام به جای خاموش کردن آلارم و دوباره خوابیدن؛ مثه یه دخ
بگم غصه ها سر اومد، گریه بس. که بهتر اومد!
-
تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 5:26
شبی که به جای فکر کردن به کلاس نقاشی و خوندن کتابای هاروکی موراکامی و دانلود پی دی اف کتابای غیرمجاز و مدل زندگی فلان نویسنده و پست جدید بازیگر موردعلاقه ت؛ به رشته ت/ آینده ی رشته ت/ و کار مرتبط با رشته ت فکر کردی. شبی که به جای حساب کردن ته مونده ی
در تابع زیر مقدار کا را به گونه ای تعیین نمایید که اف ایکس تابع چگالی احتمال باشد.
-
تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 5:26
نشستم توی سایت دکترا و خوشحال و شاد و خندان دارم تئوری برآورد میخونم. پاهامو با ریتم آهنگ جدیدی که سپیده برام فرستاده تکون میدم و تئوری برآورد میخونم. نتیجه ی بازی پرسپولیس نفت رو هر پنج دقیقه یه بار چک میکنم و تئوری برآورد میخونم. از کی اومدم؟
از دست رفتن، کار ماها نیست.
-
تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 5:26
من از اون دختره بدم میومد. همیشه. از همون دوسال پیش. از موهای قهوه ای کوتاهش و تاب و شلوارکای ستی که میپوشه. از مدلی که مقنعه سرش میکنه؛ اون شکل مسخره ای که پشت سینک وایمیسه و ظرفای کثیفشو میشوره. من از اون دختره بدم میومد. از همه چیش! راه رفتنش. نگا
به آواز قناری های مسلخ دیده مومن باش.
-
تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 5:26
سلام، من همونی ام که هرروز صبح قبل رسیدن به کلاس یه دور فول آلبوم جان جهانی ابی رو گوش میدم. بعله. + نوشته شده در ساعت   توسط ◙ Saghar ◙ |
جای دلتنگی را، دلتنگی.
-
تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 5:26
نمیدونم چرا هربار که زیاد خوشحال بودم، خندیدم، خوش گذشته بهم، ترس یهویی تموم شدنش آوار شده روی دلم. از این مدلا که وای! نکنه یه اتفاقی بیفته. وای نکنه دارم زیادی میخندم. وای نکنه حق من نیست این همه حال خوب. بعد کم کم سرخوشیه از سرم میپره، اول ساکت می