
خوبی ما دشمنیه
کاش من و تو میفهمیدیم
اومدنی رفتنیه
تقصیر این قصه ها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده در روز جاری با ما بود
کسی حرف ِ منو انگار نمیفهمید! مرده زنده، خواب و بیدار نمیفهمید. کسی تنهایی رو از ما نمیدزدید. درد ِ ما رو در و دیوار نمیفهمید.
واسهی تنهایی ِ خودم دلم میسوزه
قلب ِ در زمان حاضری ِ من خالیتر از دیروزه..
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
وین صبر که میکنیم، تا چند؟ میخوام از دو روز پیش بنویسم.برمیگردم به چهار روز پیش.دارم از چهار روز پیش مینویسم، برمیگردم به هفتهی قبلش.سعی میکنم از هفتهی قبلش بنویسم ده روزی که گذروندم با تموم اطلاعاتش یادم میاد.برمیگردم به سه ماه و بیست و چند روز ِ پیش، آخرین باری که توی کانال نوشتم "چقدر احساس ِ خوشبختی میکنم/ اینجا، ایرانشهر، پارک هنرمندان."و با تمام وجودم دلم میخواد قابلیتی داشتم که هیچ موقعیتی رو هیچ اتفاقی رو هیچ ناراحتی و دلشکستنی رو یادم نمونه.مثل عباس معروفی که نوشته بود:"گف
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
امشب عزیزترین رفیقِ سالهای دورم برام نوشته بود که کاش فقط یک روز، فقط یک روز برمیگشتم به سال چهارم و همین. هیچ چیز دیگهای از خدا نمیخواستم.دنیا توی این صفحه توی سال چهارم من متوقف شده و خدا میدونه، چقدر آدمها میتونن تغییر کنن و چقدر خودِ چهار سال قبلشون رو نشناسن.
ازش پرسیدم چه چیزی رو میخواستی تغییر بدی؟کاشکی نمیپرسیدم.___گفتم آدمها شکل سنگریزههاییان که جلوی پاهات سبز میشن، پات زخمی میشه، سختی میکشی، دهنت سرویس میشه، باید ازشون بگذری، اما در نهایت چیزی که مهمه مشخص بودن مسی
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
از خواب بیدار میشوم. به عادت هر روز، خبرها را چک میکنم. هواپیمای اوکراینی پرواز ۷۵۲ ... . توی اتاق جمع میشویم گیج و منگ درمورد فاجعهای که شب قبل اتفاق افتاده حرف میزنیم توی خانه اجارهایمان با نیلوفر و غزل تا میتوانیم گریه میکنیم.تلاش آدمها برای رفتن را از نزدیک دیدهام، خوب میدانم با هر ایمیل نوینی که به دستشان میرسد چه استرس وحشتناکی را تجربه میکنند. میدانم آنها که مهاجرت کردهاند چقدر با خودشان فکر کردهاند به غم دوری و دلتنگی به غربت به تنهایی. یک زبان تازه یاد گرفتهاند هر با
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
حامد اسماعیلیون سالها پیش توی وبلاگش نوشته: "ما بدون هیچ جنگی تکه تکه شدیم." آخ...
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
خوبی ما دشمنیه
کاش من و تو میفهمیدیم
اومدنی رفتنیه
تقصیر این قصه ها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده امروز با ما بود
کسی حرف ِ منو انگار نمیفهمید! مرده زنده، خواب و بیدار نمیفهمید. کسی تنهایی رو از ما نمیدزدید. درد ِ ما رو در و دیوار نمیفهمید.
واسهی تنهایی ِ خودم دلم میسوزه
قلب ِ امروزی ِ من خالیتر از دیروزه..
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی
برچسب:
نویسنده: بردیا شریعتی